تبليغاتX
جواهری در قصر - اصطلاحات روزمره خيابانی

He chickened out at the last minute.

اون لحظه آخر جا زد (ترسید).

 

***

 

That seems fishy to me.

این (مساله) به نظر مشکوکه.

 

***

 

Keep your shirt on.

از کوره در نرو (حوصله کن).

 

***

 

I don’t trust him. He’s slippery as a snake.

من به اون اعتماد ندارم. اون آدم زرنگُ و کَلکیه.

 

***

 

He is known for his huge honker.

همه اونو به عنوان دماغ گَندهِ می شناسن.

 

***

 

What time are you going under the knife?

عَملتِ (عمل جراحی) ساعت چنده؟

 

***

 

Get a clue! He’s trying to rip you off.

حواست جمع باشه . اون میخواد سَرت کُلاه بذاره.

 

***

 

I’m hungry. Wanna (want to) go chow down?

گُشنمه. میخوای بریم یه چیزی بخوریم؟

 

***

 

Yike! What was that?

آه ! این دیگه چی بود؟ (در زمان دیدن یک چیز بسیار نامطبوع و یا یک غذای بد طعم).

 

نوشته شده توسط امیررضا در 86/07/03 |