تبليغاتX
جواهری در قصر

جواهری در قصر

کامران وهومن و امپراطور دریا

خلاصه قسمت پنجاه و دوم سریال جواهری در قصر

بازهم مقامات مخالفت را اعلام می کنند که پادشاه اعلام می کند من بانوی پزشک یانگوم را به عنوان یک صاحب منصب مرتبه هفتم اعلام می کنم و با مخالفت یکی از مقامات ، پادشاه یانگوم را به عنوان یک صاحب منصب مرتبه ششم منصوب می کند...

 

و به افسرمین می گوید که برود فرمان را اجرا کند...

 

مقامات و وزرا از افسرمین می خواهند که فرمان پادشاه را قبول و اجرا نکند...

 

ملکه به یانگوم می گوید که از بین بردن خواسته ملکه مادر سخت است و شما سزاوار دریافت رتبه ششم نیستید بلکه رتبه سوم شایسته شماست...

 

یانگوم می گوید وقتی من بچه بودم و با پسرها خرگوش می گرفتم ، مادرم تلاش می کرد مرا منصرف کند اما من همیشه از او می پرسیدم چرا من نمی توانم به همین دلیل می خواهم نشان بدهم که یک بانوی پزشک هم کسی است که پزشکی یاد می گیرد پس به همین خاطر من فرمان پادشاه را قبول کردم...

 

افسرمین جانگ هو به دیدن یانگوم می رود اما متوجه می شود که پادشاه به دیدن یانگوم رفته است...

 

پادشاه به دیدن یانگوم می رود...

 

مقامات به دیدن پادشاه می روند و اعلام می کنند که حتی دانشوران هم با متهم کردن افسرمین جانگ هو موافقند ، پادشاه می گوید من این فرمان را دادم پس چطور سعی دارید او را متهم کنید که یکی از مقامات می گوید او متهم است زیرا در برابر قانون قرار گرفته و شما را گیج کرده است پس چنین چیزی ممکن است دوباره اتفاق بیفتد و باید مجازات شود اما پادشاه با خواسته ی آن ها مخالفت می کند...

 


افسرمین پادشاه و یانگوم را می بیند که هر روز صبح در حال پیاده روی هستند... 

 

افسرمین که به دیدار پادشاه رفته است ، پادشاه از او می پرسد که  چگونه با یانگوم آشنا شده است او می گوید من زمانی که او به عنوان بانوی آشپزخانه دربار بود با او آشنا شدم...

 

افسرمین به یانگوم می گوید که من می دانم که شما می خواهید بیماری قلبی پادشاه را درمان کنید و هر روز صبح با او قدم می زنید اما او پادشاه است و همه در قصر در این باره می دانند...

 

پادشاه و ملکه به دیدن ملکه مادر می روند...

 

ملکه مادر به پادشاه می گوید که من شنیده ام شما بانوی پزشک یانگوم را در مقر بانوان پزشک ملاقات کرده اید و هر روز صب او را صدا می زنید که در باغ با او قدم بزنید ، شما فرمانتان را پس گرفته اید پس چطور مخفیانه به دیدار او می روید اگر شما این قدر او را در کنارتان می خواهید پس او را به عنوان صیغه سلطنتی بگیرید...

 

یانگوم که از موضوع پیشنهاد ملکه مادر به پادشاه با خبر شده است به دیدار ملکه می رود و اعلام می کند که من یک بانوی پزشک هستم و خوسته من مداوا کردن است و من حتی فکر چیز دیگری را کنارش نکرده ام که هرگز بخواهم قدرتی بدست بیاورم یا مورد علاقه کسی قرار بگیرم...

 

ملکه به یانگوم می گوید که من به شما اعتماد دارم و پادشاه به ملکه مادر گفته است آن فقط برای کمک پزشکی بوده است و حتی اگر این خواسته ملکه مادر باشد تا زمانی که پادشاه نخواهد او نمی تواند کاری بکند...

 

پادشاه دستور می دهد که یانگوم را به باغ فرا بخوانند...

 

یانگوم به پادشاه می گوید که من فراتر از حدم پیش رفتم که خواستم بیماری قلبی شما را درمان کنم واین طوری برای مادر شما سوء تفاهم به وجود آوردم پس لطفا مرا به مرکز بهداشت عمومی بفرستید...

 

پادشاه به یانگوم می گوید سوء تفاهم مادر من همه اش همینه ، دقیقا من نمی دانستم تا مادرم آن طور با من صحبت کرد...

 

مقامات سلطنتی باز به دیدن پادشاه می روند و می گویند که شما حالا باید تصمیم بگیرید یا دردسرهای بیش تری پیش می آید ، لطفا درباره اعلام جرم صاحب منصب مین جانگ هو تصمیم بگیرید چون با این کار تنها مین جانگ هو قربانی می شود و تعداد زیادی از صاحب منصبان و دانشوران دولت را ترک می کنند و ملکه مادر تصمیم درستی گرفته اند و شما می توانید بانوی پزشک یانگوم را به عنوان صیغه خود داشته باشید و مین جانگ هو را تبعید کنید...

ملکه مادر به دیدار ملکه  می رود و به ملکه می گوید که چرا فرمان صیغه سطنتی شدن یانگوم را ننوشته است ، ملکه به ملکه مادر می گوید که یانگوم یک بانوی پزشک است و پادشاه او را نزدیک خودش می خواهد تا سلامتی اش را چک کند و من فکر می کنم شما دچار سوءتفاهم شده اید...

 

ملکه مادر می گوید پس شما فکر می کنید این بانوی پیر سمج شده است بدون این که شرایط را بفهمد که ملکه می گوید شما در مورد من دچار سوءتفاهم شدید که ملکه می گوید پس اگر این طور نیست فورا فرمان را بنویس...

 

یونسنگ به دیدن یانگوم می رود و از او می پرسد که آیا این حقیقت دارد که تو عاشق افسرمین جانگ هو هستی...

 

هم چنین یونسنگ به دیدار پادشاه می رود و به پادشاه می گوید که من می دانم این برخلاف قانون است اما من یک خواسته مهم دارم و آن این است که من به عنوان دوست یانگوم که بیش ترین ارزش را برای او قائل است و بهترین کسی است که او را می شناسد ، شما احتمالا یانگوم را از قبل می شناسید او همواره در حال سعی و تلاش است چه زمانی که غذا بپزد یا این که او طبابت کند و من شنیدم این به خاطر سوء تفاهم ملکه مادر است و ملکه مادر به این راه فکر می کند چون او جهات فداکاری یانگوم را در کارش نمی داند و شما احتمالا این را می دانید و برای شما فقط شایسته است که او را به عنوان بانوی پزشک قرار دهید و اگر او را صیغه کنید ، این کار تلاش های او را تباه می کند و از شما می خواهم اجازه دهید باقی عمرش را با یارش بگذراند...

 

پادشاه که از گفتن حرف یارش از زبان یونسنگ متعجب شده است از یونسنگ می پرسد یارش ، که یونسنگ ادامه می دهد و می گوید که آقای مین جانگ هو و یانگوم به هم علاقمند هستند...

پادشاه به دیدار ملکه مادر می رود و ملکه مادر به پادشاه می گوید که ملکه دستوری نوشتند که یانگوم  فردا صیغه شما شود...

 

وزرا و مقامات که از شنیدن این خبر خوشحال هستند به دیدار پادشاه می روند و به پادشاه می گویند ما دستور آماده کردن جشنی را داده ایم...

 

پادشاه به سرپرست پیشکارها دستور می دهد که همه خدمتکاران را بیرون و بانوی پزشک یانگوم را به این جا بیاورد...

 

یانگوم به نزد پاد شاه می رود...

 

پادشاه به یانگوم می گوید که من شنیده ام شما عاشق افسرمین جانگ هو هستید آیا این حقیقت دارد...

 

یانگوم به پادشاه می گوید بله... 

بازهم مقامات مخالفت را اعلام می کنند که پادشاه اعلام می کند من بانوی پزشک یانگوم را به عنوان یک صاحب منصب مرتبه هفتم اعلام می کنم و با مخالفت یکی از مقامات ، پادشاه یانگوم را به عنوان یک صاحب منصب مرتبه ششم منصوب می کند...

 

و به افسرمین می گوید که برود فرمان را اجرا کند...

 

مقامات و وزرا از افسرمین می خواهند که فرمان پادشاه را قبول و اجرا نکند...

 

ملکه به یانگوم می گوید که از بین بردن خواسته ملکه مادر سخت است و شما سزاوار دریافت رتبه ششم نیستید بلکه رتبه سوم شایسته شماست...

 

یانگوم می گوید وقتی من بچه بودم و با پسرها خرگوش می گرفتم ، مادرم تلاش می کرد مرا منصرف کند اما من همیشه از او می پرسیدم چرا من نمی توانم به همین دلیل می خواهم نشان بدهم که یک بانوی پزشک هم کسی است که پزشکی یاد می گیرد پس به همین خاطر من فرمان پادشاه را قبول کردم...

 

افسرمین جانگ هو به دیدن یانگوم می رود اما متوجه می شود که پادشاه به دیدن یانگوم رفته است...

 

پادشاه به دیدن یانگوم می رود...

 

مقامات به دیدن پادشاه می روند و اعلام می کنند که حتی دانشوران هم با متهم کردن افسرمین جانگ هو موافقند ، پادشاه می گوید من این فرمان را دادم پس چطور سعی دارید او را متهم کنید که یکی از مقامات می گوید او متهم است زیرا در برابر قانون قرار گرفته و شما را گیج کرده است پس چنین چیزی ممکن است دوباره اتفاق بیفتد و باید مجازات شود اما پادشاه با خواسته ی آن ها مخالفت می کند...

 


افسرمین پادشاه و یانگوم را می بیند که هر روز صبح در حال پیاده روی هستند... 

 

افسرمین که به دیدار پادشاه رفته است ، پادشاه از او می پرسد که  چگونه با یانگوم آشنا شده است او می گوید من زمانی که او به عنوان بانوی آشپزخانه دربار بود با او آشنا شدم...

 

افسرمین به یانگوم می گوید که من می دانم که شما می خواهید بیماری قلبی پادشاه را درمان کنید و هر روز صبح با او قدم می زنید اما او پادشاه است و همه در قصر در این باره می دانند...

 

پادشاه و ملکه به دیدن ملکه مادر می روند...

 

ملکه مادر به پادشاه می گوید که من شنیده ام شما بانوی پزشک یانگوم را در مقر بانوان پزشک ملاقات کرده اید و هر روز صب او را صدا می زنید که در باغ با او قدم بزنید ، شما فرمانتان را پس گرفته اید پس چطور مخفیانه به دیدار او می روید اگر شما این قدر او را در کنارتان می خواهید پس او را به عنوان صیغه سلطنتی بگیرید...

 

یانگوم که از موضوع پیشنهاد ملکه مادر به پادشاه با خبر شده است به دیدار ملکه می رود و اعلام می کند که من یک بانوی پزشک هستم و خوسته من مداوا کردن است و من حتی فکر چیز دیگری را کنارش نکرده ام که هرگز بخواهم قدرتی بدست بیاورم یا مورد علاقه کسی قرار بگیرم...

 

ملکه به یانگوم می گوید که من به شما اعتماد دارم و پادشاه به ملکه مادر گفته است آن فقط برای کمک پزشکی بوده است و حتی اگر این خواسته ملکه مادر باشد تا زمانی که پادشاه نخواهد او نمی تواند کاری بکند...

 

پادشاه دستور می دهد که یانگوم را به باغ فرا بخوانند...

 

یانگوم به پادشاه می گوید که من فراتر از حدم پیش رفتم که خواستم بیماری قلبی شما را درمان کنم واین طوری برای مادر شما سوء تفاهم به وجود آوردم پس لطفا مرا به مرکز بهداشت عمومی بفرستید...

 

پادشاه به یانگوم می گوید سوء تفاهم مادر من همه اش همینه ، دقیقا من نمی دانستم تا مادرم آن طور با من صحبت کرد...

 

مقامات سلطنتی باز به دیدن پادشاه می روند و می گویند که شما حالا باید تصمیم بگیرید یا دردسرهای بیش تری پیش می آید ، لطفا درباره اعلام جرم صاحب منصب مین جانگ هو تصمیم بگیرید چون با این کار تنها مین جانگ هو قربانی می شود و تعداد زیادی از صاحب منصبان و دانشوران دولت را ترک می کنند و ملکه مادر تصمیم درستی گرفته اند و شما می توانید بانوی پزشک یانگوم را به عنوان صیغه خود داشته باشید و مین جانگ هو را تبعید کنید...

ملکه مادر به دیدار ملکه  می رود و به ملکه می گوید که چرا فرمان صیغه سطنتی شدن یانگوم را ننوشته است ، ملکه به ملکه مادر می گوید که یانگوم یک بانوی پزشک است و پادشاه او را نزدیک خودش می خواهد تا سلامتی اش را چک کند و من فکر می کنم شما دچار سوءتفاهم شده اید...

 

ملکه مادر می گوید پس شما فکر می کنید این بانوی پیر سمج شده است بدون این که شرایط را بفهمد که ملکه می گوید شما در مورد من دچار سوءتفاهم شدید که ملکه می گوید پس اگر این طور نیست فورا فرمان را بنویس...

 

یونسنگ به دیدن یانگوم می رود و از او می پرسد که آیا این حقیقت دارد که تو عاشق افسرمین جانگ هو هستی...

 

هم چنین یونسنگ به دیدار پادشاه می رود و به پادشاه می گوید که من می دانم این برخلاف قانون است اما من یک خواسته مهم دارم و آن این است که من به عنوان دوست یانگوم که بیش ترین ارزش را برای او قائل است و بهترین کسی است که او را می شناسد ، شما احتمالا یانگوم را از قبل می شناسید او همواره در حال سعی و تلاش است چه زمانی که غذا بپزد یا این که او طبابت کند و من شنیدم این به خاطر سوء تفاهم ملکه مادر است و ملکه مادر به این راه فکر می کند چون او جهات فداکاری یانگوم را در کارش نمی داند و شما احتمالا این را می دانید و برای شما فقط شایسته است که او را به عنوان بانوی پزشک قرار دهید و اگر او را صیغه کنید ، این کار تلاش های او را تباه می کند و از شما می خواهم اجازه دهید باقی عمرش را با یارش بگذراند...

 

پادشاه که از گفتن حرف یارش از زبان یونسنگ متعجب شده است از یونسنگ می پرسد یارش ، که یونسنگ ادامه می دهد و می گوید که آقای مین جانگ هو و یانگوم به هم علاقمند هستند...

پادشاه به دیدار ملکه مادر می رود و ملکه مادر به پادشاه می گوید که ملکه دستوری نوشتند که یانگوم  فردا صیغه شما شود...

 

وزرا و مقامات که از شنیدن این خبر خوشحال هستند به دیدار پادشاه می روند و به پادشاه می گویند ما دستور آماده کردن جشنی را داده ایم...

 

پادشاه به سرپرست پیشکارها دستور می دهد که همه خدمتکاران را بیرون و بانوی پزشک یانگوم را به این جا بیاورد...

 

یانگوم به نزد پاد شاه می رود...

 

پادشاه به یانگوم می گوید که من شنیده ام شما عاشق افسرمین جانگ هو هستید آیا این حقیقت دارد...

 

یانگوم به پادشاه می گوید بله... 

 

 

+ نوشته شده در 86/07/30 ساعت 16:51 توسط امیررضا

 

لینک باکس
منوی اصلی
صفحه اصلي
انجمن وبلاگ
طراحي قالب
ايميل مديريت
چت کردن با مدیر در یاهو مسنجر
درباره وبلاگ

با آروز موفقعیت خدمت شما دوستان گرامی امیدوارم از این مطلالب وب خوش تان بیاد بر روی 30 ساعت کارت اینترنت رایگان کلیک کنید تا از دیگر جوایز ما با خبر بشوید
آدرس وردی ها وب
amirrezaasadi.blogfa.ir
amirrezaasadi.blogfa.com
TASBAD.COO.IR
tASH.DOM.IR

براي تبادل لينك ابتداد ما را با نام امپراطور دریا× کامران وهومن ×جواهري در قصر × قالب وبلاگ × دانلود × لوگو در وبلاگ خود بگذاريد و بعد به ما خبر بدهبد

اگر قالب خواستید نظر فراموش نکنید

 

آرشیو وبلاگ
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386

 

پیوندهای وبلاگ
گالري قالب وبلاگ
شلم شوربا
قاطي پاتي
سايت سرگرمي و آگهي رايگان
تاجر عشق
بد بر خيلي جالب كليد كن
تاریخ ایران باستان وادیان (ایران+هخامنشیان)
موزیک وبرنامه.............
نجوم
تاریخ ایران
پولدار شدن را تجربه کنید
توپ ترين سايت ايران زمين
سوكت شب
ورزشي كامل با كيفت برتر
از همين جا به ياهو برويد
وبلاگ رسمی جواهری در قصر
عکس×دانلود×موزیک ×موبایل×وهر چه شما می خواهيد
جاي لينك شما

 

پیوندهای وبلاگ





Powered by WebGozar

انجمن طراحان ايران
سايت جديد من
موبايل قيمت
تنهای تنها
همه چیز در رابطه با فوتبال
آموزش ترفند های ویندوز کلیک نکنی ضرر می کنی
سایت رسمی جواهری در قصر
زیبا ترین وبلاگ
گارانتی پارسه
بهترین قالب ها
جام جهانی (دیگر وبلاگ من)
آرشيو پيوند هاي روزانه

 

پیوندهای وبلاگ
كل بازديد ها :
پیوندهای وبلاگ
گالري قالب وبلاگ
Tamplate Design By : GHALEBKADEH